آموزش علم موسیقی

ساز تار

ساز تار

ساز تار
آنچه می خوانید...
0
(0)

تار[1] در لغت به معنی چیز دراز بسیار باریک مثل موی و لای ابریشم و رشته ی پنبه و تنیده ی عنکبوت. (فرهنگ نظام ). تانه ی بافندگان که نقیض پود است. (برهان) (انجمن آرا). ریسمان جامه که بهندی تانا گویند. (غیاث اللغات). ریسمان پارچه که در طول واقع شده است، و آنکه در عرض واقع میشود پود است. (فرهنگ نظام). رشته و ریسمان و نخ. (آنندراج). تار پود را گویند. (فرهنگ جهانگیری). تار و تاره و تان و تانه، ضد پود. (فرهنگ رشیدی). تنسته ی جامه که ضد پود است و آن را تان و تاره و فرت نیز گویند. (شرفنامه ی منیری ): سدی ؛ تار جامه. سدات؛ تار جامه. حابل، تار و نابل، پود بود. (منتهی الارب).

تار ساز چون چنگ و طنبور و قانون و امثال آن . (آنندراج ). محمد معین در حاشیه ی برهان قاطع آرد: از اوستا: تثره  (قیاس شود با هندی باستان: تانتره، رشته، طناب ). مؤلف فرهنگ نظام آرد: اگر تار فلزی روی ظرف مجوفی کشیده شود و بامضرابی به آن تارها بزنند صدای ساز میدهد. یکی از اقسام ساز ایران را برای این تار می گویند که روی آن تارهای فلزی کشیده شده است ، این لفظ در سنسکریت «تره »است : رود؛ … تاری که بر روی سازها کشند. (برهان):

و آن هشت تا بربط نگر جان را بهشت هشت در

هر تار ازو طوبی شمر صد میوه هر تا ریخته

تار ساز ایرانی و آن دارای پنج یا شش سیم است که با زخمه نوازند و بر کاسه ی آن پوست بره ی تُنُک کشیده باشند. سازی ایرانی از ذوات الاوتار. آلتی موسیقی است که اختراع آن را ایرانیان کرده اند. تار عبارت است از کاسه ای از چوب توت، و بدنه و دسته ی تار از چوب فوفل و گردوی کهنه و پوست بره ی تودلی بر روی کاسه می کشند و روی دسته را با استخوان پای شتر می بندند و خرکِ روی کاسه را از شاخ گوزن می گذارند و سپس شش سیم، سه تای آن زرد و سه تا سفید[2]، از خرک تا دسته می کشند و از روده ی گوسفند بیست وپنج پرده به آن می بندند و با مضراب می نوازند. از معاریف استادان تارساز اخیر، مرحوم یحیی و مرحوم استاد فرج اﷲ بودند.

تار

سابقه ی تاریخی تار: روح اﷲ خالقی در کتاب سرگذشت موسیقی ایران آرد: تار در لغت به معنی رشته است و در آلات موسیقی همان است که به اصطلاح امروزسیم گفته می شود و پیشینیان آنرا وتر می نامند. هیچ سازی نیست که از آن بی بهره باشد مگر آلات بادی که در آنها فشار هوا موجب ارتعاش و تولید صوت می شود. معلوم نیست از چه زمان این نام به سازی که امروز در دست ماست اطلاق شده است ، تنها در شعر فرّخی سیستانی در ردیف غژ و نزهت که نام دو آلت موسیقی است بکار رفته است :

هر روز یکی دولت و هر روز یکی غژ

هر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار

آنچه مسلم است ما تا دوره ی صفویه سازی بنام و شکل تار امروزی نداشته ایم. زیرا در نقاشی های آن دوره هم اثری از آن دیده نمی شود. در صورتی که در مجلس بزم تالار چهل ستونِ اصفهان کمانچه و عود و سنتور را می بینیم. ساز دیگری در ایران بنام طنبور سابقه ای بسیار قدیم دارد که فارابی نیز از آن نام برده است و در اشعار شاعران پیشین ایران هم ذکر آن رفته است، چنانکه منوچهری دامغانی گوید:

بیاد شهریارم، نوش گردان

ببانگ چنگ و موسیقار و طنبور

و همچنین در جای دیگر سروده است:

خنیاگرانْت، فاخته و عندلیب را

بشکست نای در کف و طنبور در کنار

و ناصرخسرو گوید:

آن یکی برجهد چو بوزینگان

پای کوبد بنغمه ی طنبور

بعضی گویند تار همان بربط باستانی است که بعدها عود نامیده شده است: دراین که عود و بربط یکی است شکی نیست ولی تار به طنبور بیشتر شباهت دارد تا به عود و بربط. در قدیم دو نوع طنبور بوده است: طنبور خراسانی و طنبور بغدادی. طنبور دو سیم داشته و مضرابی بوده و با انگشتان دست راست نواخته می شده و هم اکنون در کردستان معمول است. حتی در تهران یکی از قضّات محترم دادگستری که شاید نخواهد نامش را ذکر کنم این ساز را در نهایت خوبی می نوازد و نواهای قدیم موسیقی کرد را -که خود بحث جداگانه ایست – در کمال زیبایی اجرا می کند. برخلاف عود که دسته ای کج (کوتاه ) دارد، دسته ی طنبور راست و بلند است و مانند تار، پرده بندی می شود ولی عده ی پرده های آن کمتر است.

شکل طنبور همه جا در نقاشی های قدیم بخصوص در مینیاتورها دیده میشود و کاسه ی آن از چوب است و دهانه ی آن هم پوست ندارد مثل سه تار، ولی کاسه اش بزرگتر است به شکل یک نصفه ی خربزه. بنظر چنین میرسد که سه تار از نوع طنبور بوده است، با این تفاوت که طنبور را با چهار انگشت دست راست (بدون شست ) بصدا می آورند ولی در سه تار، ناخن سبابه عمل مضراب را انجام میدهد. تصور می شود چون صدای سه تار کم بوده است کاسه ی این ساز (تار) را بزرگتر کرده و روی آن پوست کشیده اند و با مضراب فلزی نواخته اند تا طنین آن بیشتر شود. وجه تسمیه ی سه تار معلوم است زیرا در اول سه سیم داشته و بعدها یک سیم به آن اضافه شده است، هنوز هم برخی ازاهل فن آن را سه سیم مینامند. سیم های تار هم اقتباس از سه تار است منتها برای اینکه صدا قویتر شود سیم های اول و دوم (زرد و سفید) را جفت بسته اند و پنج سیم پیدا کرده است و سیم ششم چنانکه معروف است بعدها به وسیله ی غلامحسین درویش از روی سه تار، به آن اضافه شده است. اینکه شهرت دارد ابونصر فارابی مخترع تار بوده است حکایتی بیش نیست و سند تاریخی ندارد.

سازتار

در دوره ی صفویه از نوازنده ای بنام استاد شهسوار چهارتاری نام برده اند و معروف است که شیخ حیدر (وفات 898 ه . ق .) -که یکی از مؤسسین این سلسله است – مخترع چهارتار است. همچنین گویند شخصی بنام رضاءالدّین شیرازی شش تار را اختراع کرده است. در دوره ی قاجاریه تار یکی از اَرکان موسیقی ایران شده است. «اوژِن فِلاندن» آنرا چنگ نامیده است و این نام گذاری مناسب نیست زیرا چنگ از سازهای بسیار قدیم مشرق زمین و ایران است که در نقش برجسته ی طاق بستان کرمانشاه هم نمونه ی آن موجود است . در آنجا چنگ قدیم بخوبی دیده می شود که به سبک هارپ اروپایی ولی ساده تر است و با هر دو دست نواخته می شود ولی تار غیر از چنگ است . ساز دیگری هم از نوع طنبور و سه تار در ایران داریم که دوتار نامیده میشود و در میان ترکمن های دشت گرگان نیز معمول است. شاید بتوان در قفقاز که نوعی از تار بسیار معمول است سابقه ی قدیمی تری برای تار پیدا کرد. تار در میان آلات مضرابی از همه خوش آهنگ تر است و هرچند نواقصی دارد چنانکه پوست آن در اثر تغییر هوا باعث کم و زیاد شدن صدا می شود و سیم ها چون نازک است زود به زود پاره میگردد و دسته ی بلند آن نواختن و مخصوصاً نت خوانی را مشکل می کند، ولی چون سازهای مضرابی اروپایی مانند ماندولین و گیتارو بالالایکا صدایشان خشک است و لطف صوت تار را ندارند، هنوز سازی نتوانسته است جانشین آن بشود و برای موسیقی ما و نشان دادن حالات مخصوص آن بهترین اَسباب است که دارای آهنگی مطلوب و طنین خوبی است و اگر نوازنده بامهارت و خوش سلیقه باشد تأثیر بسیار در شنونده دارد[3].

مشهورترین استادان نوازنده ی تار در عصر اخیر:

1- آقا علی اکبر: در دربار ناصرالدین شاه میزیست و مورد محبت شاه بود.

2- آقا غلامحسین: برادرزاده و شاگرد علی اکبر که او هم مانند عمویش در دربار ناصرالدین شاه مورد توجه و علاقه ی مخصوص شاه بود.

3- نعمت اﷲخان معروف به اتابکی که در کرمان در دستگاه فیروز میرزا نصرت الدوله بود و سپس به تهران آمد و به دستگاه اتابک منتقل شد.

4- یوسف خان صفایی: به سبب انتساب با ظهیرالدوله به یوسف خان ظهیرالدوله ای معروف شد.

5- محمدعلی خان مستوفی.

6- میرزا حسن فرزند آقا علی اکبر.

7- میرزا عبداﷲ فرزند آقا علی اکبر و شاگرد آقا غلامحسین.

8 – حسینقلی فرزند آقا علی اکبر و شاگرد آقا غلامحسین و میرزا عبداﷲ.

9- اسماعیل قهرمانی.

10- سیدمهدی دبیری.

11- علی اکبر شهنازی فرزند و شاگرد حسینقلی[4].

ساختمان تار

ساختمان-تار

کاسه ی طنینی

شامل دو قسمت است:

1- کاسه   

2- نقاره

کاسه به قسمت بزرگ تر و نقاره به قسمت کوچکتر آن گفته می شود. کاسه طنینی دو تکه و برش آن طولی است و داخل آن به قطر متغیر 5/1 الی 5/2 سانتی متر خالی می شود.

جنس کاسه طبق تجربه ی اساتید تار ساز معمولاً از چوب توت است.

روی دو دهنه ی باز کاسه و نقاره، پوست کشیده می شود و خرک روی پوست کاسه قرار می گیرد.

پوست

پوست تار از دباغی کردن پوست بره و بز تودلی ساخته می شود. از پوست حیوانات دیگر هم می توان استفاده کرد ولی چون این دو حیوان جمعیت بیشتری دارند صحیح تر است که از آنها استفاده شود. همچنین پوست قلب گاو و پوست نوعی ماهی نیز قابل استفاده است.

خرک

خرک تار که معمولاً از شاخ گوزن یا بز کوهی است، بر روی پوست کاسه قرار می گیرد و شش سیم از روی آن عبور کرده و به گوشی ها بسته می شود.

برای ساخت خرک از سُمّ حیوانات هم استفاده می شود ولی چون جنس سم نرم است و برای انتقال فرکانس ها به کاسه طنینی نیاز به جنس سخت داریم، به اندازه کافی مناسب نیست.

طول خرک حدود 5 سانتی متر و ارتفاع آن حدود 2 سانتی متر است و دو طرف آن دو حلقه برای جلوگیر از اثابت کف دست با سیم ها تعبیه شده است. روی خرک شیارهایی برای عبور سیم ایجاد می کنند.

در وسط خرک جسم برآمده ای برای عبور نخ که معمولاً از جنس پرده ها است قرار می گیرد و سوراخی برای عبور نخ در آن قرار داده شده. این نخ خرک را به سیم گیر متصل کرده و علاوه بر جلوگیری از افتادن خرک، کمک می کند تا خرک در حین نوساناتِ پوست در اثر تغییر دما و رطوبت هوا، به نسبت معیّنی از طول سیم حرکت کند.

خرک

دسته

دسته ی تار از چوب گردوی کهنه ساخته می شود و به روش فاق و زبانه به نقاره وصل می شود. روی سطح دسته دو تکه استخوان شتر و در وسط آنها چوب فوفل کار می شود و این برای جلوگیری از ساییدگی چوب در اثر نواختن زیاد است.

طول دسته حدود 46 سانتی متر و عرض آن حدود 5/3 سانتی است. قطر گلوی دسته حدود 7 یا 8 سانتی متر است.

پرده ها روی دسته بسته می شوند و قسمت تحتانی گلوی آن که به بیخ دسته معروف است برای استحکام بیشتر کشیده تر شده است و میخ هایی برای اتصال پرده ها روی آن تعبیه می شود.

سَمت فوقانی دسته نیز به روش فاق و زبانه به سرپنجه متصل می شود.

سرپنجه

جعبه ای توخالی است که در بالای دسته نصب می شود و محل استقرار گوشی ها برای کوک سیم ها است.

در دو طرف سرپنجه سوراخ هایی برای عبور گوشی ها تعبیه می شود و در وسط آنها سوراخی به شکل گل برای تنظیم سیمهای داخل جعبه قرار داده می شود. همین طور بالا و دو سمت پایین آن برای تنظیم بهتر سیم ها باز است.

در قسمت فوقانی، سطوح پوشیده را با استخوان تزیین می کنند.

گوشی ها

تار شش گوشی به شکل میخ درشت و سرگرد از جنس چوب ( معمولاً گردو ) دارد که در سوراخ های سرپنجه قرار می گیرند؛ به طوری که سه گوشی سمت راست و سه گوشی سمت چپ قرار دارد و تراش آنها به صورت کونیک ( پهن به نازک ) است. سیم ها را توسط نخ یا سوراخی که وسط گوشی ایجاد می کنند به دور آن می پیچند به طوری که وقتی گوشی  خلاف عقربه ساعت می چرخانیم سیم به دور آن بسته می شود.

اَشکال جدیدی از سرپنجه نیز به تازگی ابداع شده که برخی از آنها مورد استقبال قرار نگرفته اند و برخی در بین عده ای رواج یافته است. در آینده ممکن است شکل سرپنجه تغییرات بیشتری پیدا کند.

شیطانک

شیطانک قطعه ای از جنس همان شاخ خرک است و برای عبور سیم ها از روی دسته به داخل سرپنجه و پیچیدن به گوشی هاست. شش شیار برای عبور شش سیم روی آن ایجاد می کنند. طول آن برابر با عرض دسته تار است و ارتفاع آن حدود 2 میلی متر است. همچنین تنظیم عمق شیارهای آن بسیار مهم و ضروری است.

سیم گیر

قطعه ای معمولاً از جنس شاخ است که در پشت کاسه نصب می شود. به طوری که سیم ها به صورت حلقه روی دندانه های آن گیر می کنند .

سیم

شش سیم تار که ضخامت 20/0 میلیمتر یا 18/0 میلیمتر برای سه سیم سفید. 22/0 و 20/0 میلیمتر برای دو سیم زرد وسط و 35/0 میلیمتر برای سیم زرد بم است.

کوک جفت سیم اول تار از حدود سی بمل تا دو متغیر است و بسته به صدادهی ساز قابل تغییر است.

کوک جفت سیم دوم تار از حدود فا تا سل متغیر است و بسته به صدادهی ساز قابل تغییر است.

یک سیم زرد بالا که سیم بم بوده و کلفت تر است، متناسب با دستگاه از دو یک اکتاو بم تر از سیم سفید تا فا متغیر است. گاهی نیز سی بمل کوک می شود.

یک سیم سفید دیگر نیز که سیم ششم تار است و نقش واخوان دارد متناسب با سیم بم از لاکرن تا می کرن متغیر است و بیشتر اوقات با سیم بم به صورت هنگام ( اکتاو ) کوک می شود.

جنس سیم های سفید از فنر است و آلیاژی به نام استیل ( ترکیبی مانند فولاد ) می باشد.

جنس سیم های زرد نیز از فنر بوده و آلیاژی از مس و فلزات دیگر به نام فسفر برنز است.

پرده ها (دستان ها)

25 تا 28 پرده روی دسته تار بسته می شود که البته در قدیم 22 پرده بوده است. جنس این پرده ها از روده تابیده شده گوسفند است و در برخی موارد از روده گربه یا خرگوش به نام «کَت کوت» -که برای بخیه به کار می رود- استفاده می شود. از نخ های پلاستیکی نیز استفاده می شود. همچنین اخیراً پرده های فلزی هم بسته می شود.

برخی از این پرده ها 4 دور، دور دسته بسته می شوند که به آنها شاه پرده می گویند و برخی دیگر 3 دور بسته می شوند. تفاوت تعداد دور برای سهولت در شناخت پرده های دستگاههای مختلف است چراکه دسته تار بلند است و امکان اشتباه دید خصوصاً برای نوازندگان مبتدی پیش می آید. معمولاً شاه پرده ها متعلق به دستگاه شور (با شاهد سل) هستند.

محل اکثر دستانها بر خلاف تصور بعضی ، ثابت است و تنها برخی از آنها متحرک هستند و این به دلیل کمبود جا برای بستن پرده های بیشتر است.

در اینجا شما را به خواندن مطلبی از آقای سجاد پور قناد در مورد پرده های تار وسه تار که در سایت هارمونی تاک[5] نوشته شده جلب می نمایم:

« اصلاح پرده سالیان درازی است در موسیقی ما چه در موسیقی عملی و چه نظری، مورد استفاده قرار می گیرد؛ هنوز هم پرده روی سازهای ایرانی به فرم گذشته استفاده می شود، البته این به معنای توقف روند اصلاح سازگاری و بهبود کیفیت در سازگری موسیقی ایرانی نیست. برای روشن شدن این موضوع به بحث در مورد انواع پرده های معمول سه تار و دلیل ردّ بعضی از طرح های پیشنهادی می پردازیم.

یک نوازنده آماتور اولین بار که نحوه بستن پرده و گره زدن پرده های معمول تار و سه تار (که اکثرا” از روده گوسفند است) را ببیند حتما” این سئوال برایش پیش می آید که چرا تار و سه تار نباید مانند ماندولین و گیتار پرده های ثابت داشته باشند که هر سال مشکلات تعویض پرده یا تنظیم پرده (که بخاطر تماس دست با پرده های متحرک روی می دهد) را نداشته باشد؟

در مورد اینکه چرا پرده های تار و سه تار متحرک اند و ثابت نیستند در مقاله مشکل کوک صحبت کردیم و در اینجا فقط به این نکته بسنده می شود که فواصل (اصطلاحا”) ریزتر از ربع پرده که در موسیقی ایران به وفور دیده می شود موجب شده نوازنده زحمت استفاده از پرده های متحرک را بپذیرد و از پرده های ثابت استفاده نکند. اینجا یک سئوال پیش می آید که چرا کل پرده ها ( یعنی مثلا” از سی کرن به جای یک پرده دو پرده) بصورت ثابت روی ساز بسته نمی شود که اصلا” نیازی به بالا یا پایین کشیدن پرده نباشد؟

به جواب این سئوال هنگام نوازندگی با پرده های کامل می توان رسید! وقتی فاصله پرده ها به قدری کم شود که انگشت بین آن به خوبی قرار نگیرد لرزش سیم بوسیله گوشت دست گرفته می شود و صدای سیم تا حدی خفه می شود و سازْ دیگر طنین مناسبی نخواهد داشت.(پرده روی دسته سازها غیر از اینکه باعث سهولت پیدا کردن محل دقیق نت ها برای نوازنده می شود، نقش یک شیطانک ]فرعی[ را هم به عهده می گیرد! به این صورت که بر آمدگی پرده و فشار دست بر پرده لرزش سیم از محل پرده به قبل از آن را قطع می کند که صدای شفافی هنگام زخمه زدن بوجود آید، پس برخلاف تصور عده ای که عقیده دارند تنبلی نوازندگان در پیدا کردن نت ها موجب بسته شدن پرده روی سازها شده ، تولید صدای خالص بدون پرد ممکن نیست!).

این موضوع که چه پرده ای برای سازهای تار و سه تار مناسب است (که هم کیفیت صدایی خوبی داشته باشد هم دوام زیاد) اخیراً بعضی از نوازندگان و سازگران را به جنب و جوش واداشته و تجربیات جالبی هم در این سال ها به دست آمده.

پرده های معمولی که روی تار و سه تار (و سازهای محلی مثل تنبور و گاهی دوتار) بسته می شوند، روده گوسفند هستند. این پرده ها نسبت به پرده ها یی که در ادامه ذکر خواهد شد زِبرتر و کم دوام تر هستند ولی در جابجایی ها روی نتهایی که متغیر است، نرمتر و لغزنده تراند. این پرده ها بطور میانگین حدود یکسال تا یکسال و نیم در دست یک نوازنده ی متوسط کارایی دارند (بدون آغشته کردن آن به مواد نگهدارنده دیگر) و پس از آن یکی پس از دیگری باز می شود (متفاوت بودن جنس پرده، رطوبت محل نگهداری و استیل ]اِکُل[ دست چپ نوازنده در طول عمر پرده تاثیر زیادی دارد، همین پرده در شرایط مناسب آب و هوایی و با استیل ]اِکُل[ مناسب می تواند بیش از 3 سال عمر کند).

رطوبت هوا مخصوصاً در تابستان که کولرهای آبی در منازل ایران استفاده می شود لطمه بسیاری به ساز و مخصوصاً به پرده ساز (از جنس روده گوسفند) می زند.

گاهی در تابستان پس از باز کردن جعبه ساز متوجه می شوید. چند پرده پاره شده است. برای جلوگیری از این اتفاق بسته های رطوبت گیر (که معمولاً در جعبه های لوازم الکتریکی هم هست) را در جعبه ساز بگذارید تا محیط نگهداری ساز مرطوب نباشد.

همانطور که در بالا ذکر شد، استیل ]اِکُل[ دست چپ نوازنده و میزان اصطکاک آن با پرده در طول عمر پرده نقش مهمی دارد. نوازنده باید سعی کند تا حد امکان کمترین تماس را با پرده داشته باشد، این هم به سرعت در حرکت افقی دست روی دسته کمک می کند و هم از ساییدگی پرده می کاهد. پرده های معمولی (روده گوسفند) به خاطر قیمت پایین و سهولت در بستن روی ساز، بیشترین آمار فروش را (نسبت به انواع دیگر پرده) از آن خود کرده است.

نوع دیگری از پرده که بعد از روده گوسفند زیاد مورد استفاده قرار می گیرد «کات کوت» یا «کَت کوت» است. این پرده که استفاده اصلی آن در پزشکی (برای بخیه) است، از روده گربه یا خرگوش تهیه می شود. کت کوت بخاطر مقاومت زیاد و سیقلی بودن سطح آن (که باعث سهولت اجرای ویبراسیون می شود) مورد توجه اکثر نوازندگان حرفه ای تار و سه تار است. کت کوت بطور متوسط تا دوبرابر عمر پرده های گوسفندی پایداری می کند. از دیگر محاسن کت کوت سهولت در تغییر جای آن روی دسته هنگام استفاده از نتهای متغیر است.

انواع دیگر پرده مانند پرده های ثابت فلزی و پرده های پلاستیکی یا نایلونی (که اخیراً روی سازها دیده می شود) فاقد این خاصیت است. پرده های نایلونی به قدری محکم روی دسته می چسبد که تغییر دادن جای آن دشوار است. این پرده ها به خاطر دوام بسیار زیاد، در پایین دسته ( از «Re b» روی خط چهار) میتوانند بسته شوند. در این قسمت دسته به دلیل نزدیک بودن فواصل، همواره پرده ها ثابت هستند (در این قسمت از دسته نوازنده قادر است با حرکتی مانند ویبراسیون نت مورد نظر را کمی بالا و پایین تر ببرد). پرده دیگری که چند سالی است بصورت آزمایشی روی ساز سه تار قرار می گیرد نوعی پرده فلزی است که برای جابجایی آن ریلیدر  دو طرف دسته ساز قرار گرفته که می توان پرده را به سمت بالا و پایین دسته حرکت داد.

این طرح پیش از این روی سازهای زهی هندی هم به کار رفته بود ولی سیم تار و سه تار فلزی و بسیار نازک است و برخورد آن با پرده های فلزی خود تولید صدا می کند، همچنین تیزی صدای پرده های فلزی باعث شده نوازندگان استقبال شایانی از این پرده ها نداشته باشند. گذشته از این وجود پرده روی ریل، موجب شده پشت دسته کاملاً خالی باشد و نوازنده سه تار که با لمس دسته نت ها را تشخیص می دهد برای پیدا کردن نت ها به زحمت افتد! از محاسن دیگر این نوع پرده ها (پرده ریلی) آزمایش دو پرده ای بود که با اصرار به اینکه طنین لازم را ندارد کمتر روی تار( و روی سه تار هیچگاه) بسته نمی شد.

به عقیده ی نگارنده اضافه شدن این چهار پرده می تواند تار و سه تار را سه اکتاو کامل کند و هیچ ضرری ندارد و تفاوت طنین نت های اضافه شده هم اختلاف زیادی با سل و لابملِ ته دسته ندارد (اگر در ویلن هم این طرز فکر اعمال می شد ویلن تا پوزسیون هشت بیشتر جلو نمی رفت!). بهتر است تا حدّی که ساز توانایی دارد از آن بهره ببریم. در سه تارهای پرده فلزی، پرده های قسمت اضافه شده را بخاطر تمام شدن دسته، روی صفحه ی سه تار می چسبانند که در تار این مشکل با زیاد کردن طول استخوان تا روی پوست حل شده است.

مضراب تار

مضراب قطعه ای فلزی معمولاً از جنس برنج یا برنز است به طول 3 الی 4 سانتی متر و عرض متغیر از 2 تا 5 میلی متر و قطر 1 الی2 میلی متر که دور سمت پهن آن پوشیده از موم است و این موم به جهت کنترل مضراب با سر انگشتان برای تکنیک های مختلف بسیار مفید است و مقدار آن به شکل دست نوازنده و شیوه ی نوازنخت مضراب او مربوط می شود.

اندازه های اصلی تار[6]

اندازه-های اصلی-تار

اندازه ها به میلیمتر

 ABCD
تار معمولی6602603338
تار متوسط61024031.536
تار کوچک5352203034

وسعت صدای تار

وسعت صدای تار در حالت طبیعی دو و نیم اکتاو است به صورت زیر:

وسعت-صدای-تار

اما با اضافه کردن قطعه ای به استخوان بیخ دسته تار تا سه اکتاو قابل افزایش است.

صدای-تار

فواصل کروماتیک قابل اجرا روی تار نیز به صورت زیر هستند:

سیم دو

سیو-دو

سیم سل

سیم-سل

سیم بم با کوک دو

سیم-بم-با-کوک-دو

سیم سل یا بم با کوک فا

سیم-سل-یا-بم-با-کوک-فا

سیم بم با کوک ر

سیم-بم-با-کوک-ر

کوک های متداول سیم ها و امکانات اجرایی تار در دستگاه های مختلف

سیم دو همیشه ثابت است و سیم سل تنها به فا تغییر پیدا می کند. سیمهای بم و واخوان بسته به نوع دستگاه و تُنیک آن متغیر هستند.

  • کوک «دو سل دو» که برای ماهور دو، چهارگاه دو، بیات ترک دو، بیات اصفهان دو، راست پنجگاه دو و نوای دو، افشاری سل و دو و دشتی سل مناسب است و غیر از اینها تمام دستگاه ها را می توان از این کوک بدون در نظر گرفتن واخوان مناسب نواخت.
دو-سل-دو
  • کوک «دو سل ر» که برای ماهور سل و ر، نوای سل و ر، بیات اصفهان سل و ر، چهارگاه سل و ر، راست پنجگاه سل و همایون سل و ر، شور لا و ر و متعلقات آن ، مناسب است و همچنین می توان اغلب دستگاهها را از چپ کوک با این کوک اجرا کرد.
دو-سل-ر
  • کوک «دو فا دو» که برای ماهور فا، نوای فا، بیات اصفهان فا، چهارگاه فا و راست پنجگاه فا، شور و متعلقات و همایون دو مناسب است و همچنین می توان اغلب دستگاه ها را از چپ کوک با این کوک اجرا کرد.
دو-فا-دو
  • کوک «دو سل فا» که برای شور سل و متعلقات آن ، سه گاه لاکرن، ماهور فا و سی بمل، و همایون دو مناسب است و به طور کلی اکثر دستگاه ها را از این کوک نیز می توان اجرا کرد.
دو-سل-فا

کوک های بالا کوک های اصلی در ردیف ها هستند. اما چند کوک دیگر که در تکنواریها به کار می رود نیز به شرح زیر می باشد:

  • کوک «دو سل سی کرن می کرن» که برای سه گاه چپ کوک (می کرن) به کار می رود. گاهی اوقات هم هر دو واخوان می کرن کوک می شوند.
دو-سل-سی-کرن-می-کرن
  • کوک «دو فا لاکرن ر کرن» که هم برای سه گاه لاکرن و هم سه گاه ر کرن استفاده می شود و همچنین برای همایون دو یا شوشتری آن. گاهی نیز هر دو واخوان ر کرن کوک می شوند.
دو-فا-لاکرن-ر-کرن
دو-فا-لاکرن-ر-کرن-2
  • کوک «دو سل لاکرن فا» که برای سه گاه لاکرن مناسب است.
دو-سل-لاکرن-فا
  • کوک «دو سل سی بمل فا» که برای بیات ترک سی بمل مناسب است.
دو-سل-سی-بمل-فا
  • کوک «دو سل لا ر» که برای شور لا و دشتی لا مناسب است.
دو-سل-لا-ر
  • کوک «دو فا سی بمل» که برای افشاری فا و بیات ترک می بمل مناسب است. البته واخوان آن می بمل هم کوک می شود.
دو-فا-سی-بمل

غیر از این 10 کوک، کوک های دیگری هم ممکن است که بسته به سلیقه نوازنده می تواند انجام شود.

کلید نت نویسی

معمولاً تار را با کلید سل خط دوم حامل می نویسند ولی با کلید دو خط سوم هم می توان نوشت به خصوص اینکه خطوط اضافه از بالا و پایین حامل حذف می شود و اگر با ترکیب کلید دو و فا بنویسیم خطوط اضافه کاملاً حذف خواهد شد اما خواندن نت طبق عادت با یک کلید مخصوصاً کلید سل راحت تر است.

تکنیک های اجرایی تار

تکنیک های مضراب

تک مضراب راست و چپ : حرکت مضراب از بالا به پایین مضراب راست و برعکس آن مضراب چپ نام دارد و با علامت ˄ و˅ نمایش داده می شوند.

ریز : تداوم راست و چپ ها توأم با سرعت ریز نام دارد و در واقع برای ایجاد کشش نغمه ها است.

تک ریز: اجرای ریز با فاصله دادن و قویتر کردن راست اول است.

تکنیک-های-مضراب-تک-ریز

پیش ریز: اجرای تک جدا از ریز اصلی است به صورت زیر:

پیش ریز

خراش: نوعی اجرای همزمان (آکورد) روی شش سیم ( سه نغمه ) است که با هر دو مضراب راست و چپ قابل اجراست.

پوش: اجرای مضراب روی نقاره تار است که صدای اصطلاحاً گوشتی ایجاد می نماید.

غُنِّه: اجرای مضراب همراه با فشار روی خرک تار است که صدای تو دماغی ایجاد می کند و مضراب نیز نزدیک به خرک است.

میخی: کندن سیم با مضراب است که صدای خشکی ایجاد می کند.

دُرّاب: اجرا دو نغمه تزیین قبل از تک اصلی است که به سرعت اجرا می شود و دوتای اول ضعیف تر از سومی هستند . مضراب به صورت ˄˅˄ اجرا می شود.

درّاب چپ: اتصال دراب به مضراب چپ با یک واحد زمانی است.

درّاب از چپ: اجرای برعکس دراب است یعنی : ˅˄˅

شَلال: اجرای سریع ˅˄˅˄  است که آخرین چپ آن قوی و به صورت خراش روی شش سیم اجرا می شود.

سرْ مضراب: برعکس شلال است به صورت ˄˅˄˅ و تک آخر آن قوی تر است. در واقع سر مضراب نوعی ریز کوتاه است و صدایی شبیه درّاب می دهد که کاربرد آن در اتصال جملات موسیقی بسیار زیاد است.

مضراب های معروف دیگر:

 ˅˄˄، ˅˄˄˄، ˄˄˅˄، ˄˅˄، ˅˄˅˄ ˄ ، ˅˄˅ ˄

تکنیک های پنجه

از سه انگشت اول یا سَبّابِه، دوم یا وُسْطی و سوم یا بِنصِر برای گرفتن پرده های تار استفاده می شود و انگشت چهارم یا خِنصِر به صورت کلاسیک کاربردی ندارد. از انگشت شست هم برای گرفتن سیم بم در مواقعی که انگشت های دیگر درگیر هستند استفاده می شود.

اشاره: اجرای بدون مضراب روی یک نغمه است که با گذاشتن انگشت روی نغمه ی بعدی و یا برداشتن آن روی نغمه ی قبلی اجرا می شود.

پنجه کاری: یا کنده کاری با ثابت نگه داشتن یک انگشت و کندن سیم با انگشتان دیگر انجام است.

گرفته: خفه کردن صدا با انگشتان دست چپ است به صورت استوکاتو .

غَلْت: اجرای ریز روی دو نغمه است که تریل هم می گویند.

سینه مال: حرکت ریز توسط دست چپ روی چند نغمه است.

گلیساندو: کشیدن پنجه از یک نغمه یه نغمه دیگر بدون قطع صدا است.

تکیه: ایجاد صدایی بین اشاره و گرفته است که توسط انگشت سوم انجام می شود.

لرزش:  حرکت عرضی یا طولی پنجه روی دسته ساز است که ویبراسیون هم می گویند.

دوبل نت: گرفتن جداگانه سیم های جفت یا دو سیم با دو انگشت است که اجرای دو نغمه همزمان را ایجاد می کند.

جمله گذر یا پاساژ: حرکت سریع و متوالی از بم به زیر یا برعکس است که توسط سه انگشت پنجه با الگوهای انگشت گذاری زیر انجام می شود: ( از چپ به راست)

123 – 123              123 -12          123 -1

1-123                      12-123                       12-12

و ترکیبات آنها .

همچنین بر عکس و ترکیبات آنها:

321 -321                21-321                       1-321

321-1                      321-21                       21-21

آرپژ: اجرای سریع و غیر متوالی از بم به زیر و بر عکس نغمات است که با الگوهای بالا انجام می شود.

انگشت گذاریهای دیگر:

1321                       3121               1232               1313               1212

112             1123               3212               2112               2121

211             3211               12321             3211               2321

1312                       2312               2312               23231313      3121


[1] . لغت نامه دهخدا

[2] . ضخامت سیمهای 20/0 میلیمتر یا 18/0 میلیمتر برای سیمهای سفید. 22/0 و 20/0 میلیمتر برای سیمهای زرد وسط و 35/0 میلیمتر برای سیم زرد بم است.

[3] . سرگذشت موسیقی ایران ص 144 – 148

[4] . رجوع شود به کتاب سرگذشت موسیقی ایران تألیف روح اﷲ خالقی صص 98 – 144.

منبع: کتاب دستگاه ها و آوازها، دو جلدی، انتشارات آوای مهربانی، 1388

0 / 5. 0

سلمان سالک

متولد ۱۳۵۹، نوازنده و مدرس تار و سه تار، پژوهشگر در زمینه دیسکوگرافی ومبانی نظری موسیقی ایرانی، فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران. همچنین برای تحصیل در رشته اتنوموزیکولوژی به مدت دو ترم در سال ۲۰۰۸ – ۲۰۰۹ به فرانسه سفر کرد و در دانشگاه paris 8 زیر نظر خانم sandrin lonc مشغول شد. وی نوازندگی را از کودکی با آموزش تمبک نزد آقای غلامرضا مشایخی آغاز کرد و در ادامه به فراگیری تار به ترتیب نزد آقایان کیوان ساکت ، ارشد طهماسبی ، داریوش طلایی مشغول شد . در سال ۱۳۷۷ به دانشگاه راه یافت و در آنجا دوره تکمیلی ردیف موسیقی ایرانی را نزد استاد مجید کیانی آغاز کرد. سپس در سالهای ۱۳۸۵ الی ۱۳۹۰ از محضر مستقیم استاد محمدرضا لطفی استفاده کرد . سالک از سال ۷۷ تا ۷۹ عضو گروه موسیقی ایرانی به سرپرستی پژمان طاهری بود و حاصل آن ضبط سه اثر برای استاد محمدرضا شجریان بوده که منتشر نشده است . اجرای کنسرت در جشنواره های فجر، عضویت در گروه مهربانی واجراهای مختلف در تهران و شهرستانها و خارج از کشور نیز از جمله فعالیتهای اوست. همچنین وی مدرس رشته های مبانی نظری موسیقی و ردیف تار و سه تار در دانشگاه آزاد شیراز و دانشگاه علمی-کاربردی است. علاوه بر این در تمامی فعالیتهای پژوهشی اعم از برگزاری نشستهای تخصصی ماهانه و تولید آلبومهای پژوهشی مؤسسه آوای مهربانی نقش فعال و تعیین کننده دارد و عضو هیأت مدیره این موسسه می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

منوی اصلی
سبد خرید
تیتر یا عنوان آلبوم یا موضوع دلخواهی ک دنبالش میگردید رو بنویسید .