درجه و بُنیه فواصل در موسیقی؛ روش نامگذاری فواصل در موسیقی ایرانی
نویسنده: سلمان سالک
نامگذاری فواصل موسیقی | درجه، بُنیه و کیفیت فاصله
مقاله تئوری موسیقی ایرانی چیست را بخوانید:
فاصله در موسیقی چگونه نامگذاری میشود؟
نام کامل یک فاصله از دو مؤلفه تشکیل میشود:
درجه عددی + بُنیه (کیفیت)
مثلاً:
سوم + بزرگ = سوم بزرگ
چهارم + درست = چهارم درست
پنجم + کاسته = پنجم کاسته
این جمله در ابتدای مقاله خیلی مهم است؛ چون خواننده فوراً منطق کل بحث را میفهمد.
درجه عددی فاصله چیست؟
برای مثال؛ فاصلهی میان دو تا می یک فاصلهی سوم است؛ زیرا اگر شمارش را از نت دو آغاز کنیم، نتهای دو، ر و می بهترتیب سه درجهی دیاتونیک
دو – ر = دوم
دو – می = سوم
دو – فا = چهارم
…
دو – دو = هشتم
بنابراین، درجهی عددی فاصله تنها به موقعیت اسمی نتها در گام دیاتونیک وابسته است و به کیفیت فاصله (بزرگ، کوچک، درست، افزوده یا کاسته) ارتباطی ندارد؛ تعیین کیفیت فاصله نیازمند بررسی اندازهی دقیق آن است.
بُنیه یا کیفیت فاصله چیست؟
درجه عددی بهتنهایی اندازه دقیق فاصله را مشخص نمیکند.
مثلاً:
دو–می = سوم
دو–میبمل = سوم
از نظر درجه عددی هر دو سوماند، ولی بُنیه آنها متفاوت است.
انواع بُنیه فواصل
فواصل درست (Perfect)
یکم،
مثال: دو و دو، فا و فا
چهارم
مثال: دو تا فا، فا تا سی بمل، سل تا دو
پنجم
مثال: دو تا سل، فا تا دو، سل تا ر، سی تا فادیز
و هشتم
مثال: دو و دویِ اکتاوش.
فواصل بزرگ (Major)
دوم
مثال: دو تا ر، می بمل تا فا، می تا فادیز
سوم، ششم و هفتم.
فواصل کوچک (Minor)
مثال:
دو تا می: سوم بزرگ (دو پرده دیاتونیک)
دو تا می بمل: سوم کوچک (یک و نیمپرده دیاتونیک)
فواصل افزوده (Augmented)
وقتی یک نیمپرده کروماتیک به فاصلهی بزرگ یا درست اضافه کنیم، افزوده نام دارد:
مثال:
دو تا سل: پنجم درست (سه و نیمپرده دیاتونیک)
دو تا سل دیز: پنجم افزوده (سه و نیمپرده دیاتونیک و یک نیمپردهی کروماتیک)
فواصل کاسته (Diminished)
وقتی فاصلهای را یک نیمپرده کروماتیک از فاصلهی کوچک یا درست کاهش دهیم.
مثال:
- دو تا فا: چهارم درست (دو و نیمپرده دیاتونیک)
دو تا فا بمل: چهارم کاسته (یک پرده و دو نیمپرده دیاتونیک)
- دو تا سی بمل: هفتم کوچک (چهار پرده و دو نیمپرده دیاتونیک)
دو تا سی دوبلبمل: هفتم کاسته (سه پرده و سه نیمپرده دیاتونیک)
فاصله چهارم افزوده و پنجم کاسته هر دو میتوانند از نظر اندازه صوتی معادل شش نیمپرده باشند، اما نام و نقش نظری آنها یکسان نیست.
چرا دو فاصله هماندازه میتوانند نام متفاوتی داشته باشند؟
مثال بسیار خوب:
دو ← فا♯ = چهارم افزوده
دو ← سل♭ = پنجم کاسته
از نظر یک سیستم کوک مساوی ممکن است صدای آنها یکسان باشد، اما:
فا نسبت به دو = درجه چهارم
سل نسبت به دو = درجه پنجم
بنابراین ساختار نوشتاری و نقش نظری آنها متفاوت است.
مقاله فواصل در موسیقی ایرانی را بخوانید:
چرا پنج بُنیه متداول برای فواصل موسیقی ایرانی کافی نیست؟
علاوه بر اصطلاحات تئوری موسیقی غربی نظیر درست، بزرگ، کوچک، افزوده و کاسته، از اصطلاح «کم»، «بیش» و «میانه» استفاده میشود.
میانه برای فاصله های بین بزرگ و کوچک ، کم برای فاصلههای بین افزوده و کاسته و بیش برای فاصلههای بزرگتر از افزوده و کاسته استفاده میشود که نمونههای موسیقایی آن ها زیر هر فاصله آمده است.
مثال:
دو–ر = دوم بزرگ
دو–ر♭ = دوم کوچک
اما:
دو–ر کرن = ؟
این فاصله نه دوم بزرگ است و نه دوم کوچک، بلکه از نظر اندازه میان این دو قرار دارد.
پس برای توصیف دقیقتر فواصل موسیقی ایرانی به واژگانی برای کیفیتهای میانی و ریزپردهای نیاز داریم.
«میانه»؛ بُنیه میان بزرگ و کوچک
فاصلهای که از نظر اندازه میان فاصله بزرگ و کوچک قرار گیرد، «میانه» نامیده میشود.
| فاصله | نام |
|---|---|
| دو – ر | دوم بزرگ |
| دو – ر کرن | دوم میانه |
| دو – ر بمل | دوم کوچک |
| دو – می | سوم بزرگ |
| دو – می کرن | سوم میانه |
| دو – می بمل | سوم کوچک |
مسئله «بیشدرست» و «کمدرست» در نظریه وزیری
در نظام اصطلاحشناختی پیشنهادی این مقاله، استفاده از «بیشدرست» و «کمدرست» با یک مسئله مفهومی روبهروست…
علینقی وزیری: بیشدرست / کمدرست
نظام پیشنهادی در این مقاله: کمافزوده / کمکاسته
کمافزوده چیست؟
تعریف:
افزایش یکچهارمپرده کروماتیک نسبت به فاصله بزرگ یا درست.
مثال:
دو–سل = پنجم درست
دو–سل سری = پنجم کمافزوده
دو–سل دیز = پنجم افزوده
و از این یک طیف میسازیم:
درست → کمافزوده → افزوده
کمکاسته چیست؟
به همان صورت:
درست/کوچک → کمکاسته → کاسته
مثلاً:
دو–فا = چهارم درست
دو–فا کرن = چهارم کمکاسته
دو–فا بمل = چهارم کاسته
بیشافزوده و بیشکاسته
افزوده → بیشافزوده
و:
کاسته → بیشکاسته
گسترش نظام بُنیه برای فواصل بسیار بزرگ و کوچک
| بُنیه | مفهوم |
|---|---|
| افزوده | افزایش نیمپرده |
| کمافزوده | افزایش ربعپرده |
| بیشافزوده | ربعپرده فراتر از افزوده |
| افزودهتر | دو نیمپرده افزایش |
| بیشافزودهتر | ربعپرده فراتر از افزودهتر |
| تراافزوده | سه نیمپرده افزایش |
| بیشتراافزوده | ربعپرده فراتر از تراافزوده |
| تراافزودهتر | چهار نیمپرده افزایش |
نامگذاری فواصل دارای سری و کرن
| نتها | درجه | بُنیه | نام کامل |
|---|---|---|---|
| دو–ر | ۲ | بزرگ | دوم بزرگ |
| دو–ر کرن | ۲ | میانه | دوم میانه |
| دو–ر بمل | ۲ | کوچک | دوم کوچک |
| دو–سل | ۵ | درست | پنجم درست |
| دو–سل سری | ۵ | کمافزوده | پنجم کمافزوده |
| دو–سل دیز | ۵ | افزوده | پنجم افزوده |
| دو–فا | ۴ | درست | چهارم درست |
| دو–فا کرن | ۴ | کمکاسته | چهارم کمکاسته |
| دو–فا بمل | ۴ | کاسته | چهارم کاسته |
تفاوت اندازه صوتی و نام نظری فاصله
مثال مهم قبلی:
دو–فا دیز = چهارم افزوده
دو–سل بمل = پنجم کاسته
ممکن است در یک نظام کوک اندازه یکسان داشته باشند، اما از نظر درجه و کارکرد نظری یکسان نیستند.
چرا نامگذاری دقیق فواصل برای تئوری موسیقی ایرانی اهمیت دارد؟
برای شناخت بستر صوتی مدهای ایرانی به دسته بندی دقیقتری از اسامی سنتی (طنینی-مجنب-بقیه-بیش طنینی) نیاز داریم.
