فواصل در موسیقی ایرانی؛ انواع فواصل، ریزپردهها و نقش آنها در ساختار دستگاهی
نویسنده: سلمان سالک
مقدمه
شناخت فواصل یکی از بنیادیترین مباحث در تئوری موسیقی ایرانی است. آنچه ما بهعنوان دستگاه، آواز، گوشه، مقام یا حتی یک ملودی ایرانی میشناسیم، بدون درک روابط صوتی میان درجات آن بهدرستی قابل تحلیل نیست. فاصلهها تنها بیانگر میزان زیر و بمی دو صوت نسبت به یکدیگر نیستند، بلکه در شکلگیری بسترهای صوتی، مدها و شخصیت شنیداری موسیقی ایرانی نقش دارند.
یکی از مشکلات در توضیح فواصل موسیقی ایرانی، تلاش برای انطباق کامل آنها با نظام فواصل موسیقی کلاسیک غربی است. اصطلاحاتی مانند «ربعپرده» یا «سهچهارمپرده» اگرچه برای توصیف تقریبی برخی روابط صوتی مفیدند، لزوماً نمیتوانند تمام ظرافتهای فواصل موسیقی ایرانی را توضیح دهند.
از سوی دیگر، اندازهی برخی فواصل در سنت اجرایی موسیقی ایرانی همیشه کاملاً ثابت نیست. نحوه اجرای یک فاصله ممکن است تحت تأثیر دستگاه، گوشه، جهت حرکت ملودی، سنت اجرایی و حتی ویژگیهای ساز یا آواز قرار گیرد.
بنابراین در بررسی فواصل موسیقی ایرانی باید میان اندازه نظری فاصله، نقش ساختاری آن و رفتار اجرایی آن تمایز قائل شد.
در این مقاله، ابتدا مفهوم فاصله و انواع آن را بررسی میکنیم و سپس به فواصل مهم موسیقی ایرانی، ریزپردهها، اصطلاحات تاریخی و نقش آنها در شکلگیری مد و دستگاه میپردازیم.
برای آشنایی با جایگاه فواصل در چارچوب کلی نظریه موسیقی ایرانی، مقاله «تئوری موسیقی ایرانی چیست؟» را مطالعه کنید.
مقاله تئوری موسیقی ایرانی چیست را بخوانید
نگاه کنید به نرم افزار آزمایشگاه آهنگسازی
فاصله در موسیقی چیست؟
فاصله در موسیقی بیانگر اختلاف زیر و بمی میان دو صوت است. این اختلاف را میتوان از چند منظر بررسی کرد: تعداد درجات میان دو نت، نسبت فرکانسی دو صوت و یا مقدار فاصله بر حسب «سِنت».
برای مثال، هنگامی که فرکانس یک صوت دو برابر شود، صدای حاصل یک اکتاو زیرتر شنیده میشود. بنابراین نسبت فرکانسی اکتاو ۲ به ۱ است.
در موسیقی قدیم ایران برای مفهوم فاصله از واژه بُعد و برای جمع آن از واژه ابعاد استفاده میشد. ازاینرو در رسالات قدیم موسیقی با اصطلاحاتی مانند ابعاد لحنی یا ابعاد صغری نیز روبهرو میشویم.
شناخت این روابط برای موسیقی ایرانی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا چگونگی قرار گرفتن فواصل در کنار یکدیگر در تشکیل بسترهای صوتی و در نهایت شکلگیری مدها نقش اساسی دارد.
انواع فواصل در موسیقی ایرانی
از نظر وسعت، فواصل را میتوان در سه گروه کلی بررسی کرد:
فواصل بزرگ
فاصله اکتاو و فواصل بزرگتر از آن در این گروه قرار میگیرند. در اکتاو، فرکانس صوت دوم دو برابر صوت نخست است.
فواصل متوسط
فاصلههای یکونیمپرده و بزرگتر از آن تا فواصل کوچکتر از اکتاو را میتوان در گروه فواصل متوسط قرار داد.
فواصل کوچک
فواصل کوچکتر از یکونیمپرده در این گروه قرار میگیرند.
اهمیت این گروه در موسیقی ایرانی بسیار زیاد است؛ زیرا بخشی از این فواصل در شکلگیری بستر صوتی مدها و دستگاهها نقش مستقیم دارند و با کنار هم قرار گرفتن آنها میتوان ساختارهای صوتی لازم برای ساخت ملودی را ایجاد کرد.
اصطلاحات موسیقی قدیم ایران برای فواصل بزرگ و کوچک
ابعاد لحنی
طَنینی = دوم بزرگ
مُجّنَب = دوم میانه
بقیه = دوم کوچک
طنینی مُستَزاد = دوم کم افزوده (بیش بزرگ)
ابعاد وسطی
ذی الاربع = چهارم درست
دی الخَمس = پنجم درست
ابعاد کبری
ذی الکُل = هشتم درست (اکتاو)
ذی الکل و الاربع = یازدهم درست (اکتاو+چهارم)
ذی الکل و الخمس = دوازدهم درست (اکتاو+پنجم)
ذی الکل مَرّتین = پانزدهم درست ( دو اکتاو)
فواصل پیوسته و گسسته
تقسیمبندی دیگری از فواصل را میتوان بر اساس چگونگی ارتباط درجات انجام داد.
فواصل پیوسته
در فاصله پیوسته، هر نت با نت همجوار خود مقایسه میشود. برای مثال:
دو ← ر
ر ← می
سل ← لا
در این حالت حرکت میان درجات متصل انجام میشود و فاصله میان دو درجه مجاور، از نظر نامگذاری، فاصله دوم است.
فواصل گسسته
در فواصل گسسته یا پرشی، نت نخست با نتی غیرهمجوار مقایسه میشود. برای مثال:
سل ← سی
سل ← دو
در چنین شرایطی با فاصلههای سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم و بزرگتر مواجه خواهیم بود.
فاصله یکم نیز وضعیت خاصی دارد. اگر دو نت کاملاً همصدا باشند، در واقع با تکرار یک صوت مواجهیم؛ اما اگر نت همنام دچار تغییر شود، مانند «دو» و «دو دیز»، میان آنها فاصله صوتی وجود خواهد داشت.
فواصل پیوسته در موسیقی ایرانی
فواصل پیوسته از مهمترین عناصر تشکیلدهنده ساختار صوتی موسیقی ایرانی هستند. در موسیقی قدیم از این روابط با اصطلاحاتی مانند ابعاد لحنی یا ابعاد صغری نیز یاد شده است.
در ادامه مهمترین این فواصل را بررسی میکنیم.
فاصله یکپرده
یکی از بنیادیترین فواصل موسیقی، فاصله یکپرده است.
در نظام فیثاغورثی، نسبت فرکانسی این فاصله:
۹ : ۸
است و مقدار آن تقریباً برابر با:
۲۰۴ سنت
خواهد بود.
این مقدار با یکپرده در کوک مساوی دوازدهقسمتی موسیقی غربی، که برابر با ۲۰۰ سنت است، حدود ۴ سنت اختلاف دارد.
در موسیقی قدیم ایران، فاصله یکپرده را طنینی مینامیدند.

فاصله نیمپرده
در بررسی دقیق فواصل باید میان دو نوع نیمپرده تمایز قائل شد:
نیمپرده دیاتونیک
در نظام مورد بحث، نسبت فرکانسی نیمپرده دیاتونیک ۲۵۶ به ۲۴۳ است و اندازه آن حدود ۹۰ سنت خواهد بود.
در موسیقی قدیم ایران به این فاصله بقیه گفته میشد.
نیمپرده کروماتیک
نوع دیگری از نیمپرده میان دو نت همنامِ تغییریافته شکل میگیرد؛ مانند:
دو ← دو دیز
اندازه این فاصله در نظام مورد بحث حدود ۱۱۴ سنت است.
در تقسیمبندی تاریخی مورد استفاده در متن، این فاصله با یکی از انواع مُجَنَّب مرتبط میشود.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد، زیرا مجموع نیمپرده دیاتونیک و نیمپرده کروماتیک، یکپرده دیاتونیک حدود ۲۰۴ سنتی را تشکیل میدهد.
یکپرده کوچک، دیاتونیک و بزرگ
یکی از نکات مهم در بررسی دقیق فواصل این است که هر فاصلهای که تقریباً «یکپرده» شنیده میشود، الزاماً اندازه یکسانی ندارد.
یکپرده کوچک
از مجموع دو نیمپرده دیاتونیک فاصلهای در حدود ۱۸۰ سنت ایجاد میشود.
یکپرده دیاتونیک
فاصله طنینی یا یکپرده متداول مورد بحث حدود ۲۰۴ سنت است.
یکپرده بزرگ یا کروماتیک
از مجموع دو نیمپرده کروماتیک فاصلهای در حدود ۲۲۷ سنت حاصل میشود.
بنابراین با سه مقدار متفاوت مواجهیم:
۱۸۰ ← ۲۰۴ ← ۲۲۷ سنت
اختلاف میان برخی از این مقادیر با مفهوم کوما ارتباط پیدا میکند.
این موضوع نشان میدهد که تحلیل فواصل موسیقی ایرانی صرفاً بر اساس یک شبکه ثابت از نیمپردههای مساوی نمیتواند تمام روابط صوتی موجود در سنت نظری و اجرایی را توضیح دهد.
فاصله سهچهارمپرده در موسیقی ایرانی
یکی از شناختهشدهترین فواصل در موسیقی ایرانی فاصلهای است که معمولاً آن را سهچهارمپرده مینامیم.
این فاصله میان نیمپرده و یکپرده قرار دارد و در فرهنگهای موسیقایی مختلف ممکن است اندازههای متفاوتی داشته باشد.
در موسیقی دستگاهی ایران، این فاصله معمولاً در محدودهای نزدیک به ۱۴۰ تا ۱۵۰ سنت شنیده میشود.
اما نکته بسیار مهم این است که اصطلاح «سهچهارمپرده» را نباید الزاماً به معنای یک فاصله ریاضی ثابت و دقیق تفسیر کرد. این اصطلاح در اینجا برای تفکیک فاصلهای میان نیمپرده و یکپرده از مفهوم «یکچهارمپرده» به کار میرود.
در نظریه قدیم موسیقی ایران، برخی از این فواصل در خانواده مجنب قرار میگرفتند.
فاصله یکویکچهارمپرده
فاصله دیگری که در موسیقی ایرانی اهمیت دارد، فاصلهای بزرگتر از یکپرده است که معمولاً با عنوان یکویکچهارمپرده توصیف میشود.
این فاصله در برخی ساختارهای دستگاهی، از جمله چهارگاه و همایون، اهمیت دارد.
در متون قدیم از اصطلاحاتی مانند طنینی مستزاد یا بیشطنینی نیز برای چنین روابطی استفاده شده است.
مانند سهچهارمپرده، این نام را نیز نباید الزاماً بیانگر تقسیم کاملاً مساوی پرده به چهار قسمت دانست.

ریزپرده یا Microtone چیست؟
ریزپرده (Microtone) به فاصلهای کوچکتر از نیمپرده گفته میشود.
ریزپردهها در بسیاری از فرهنگهای موسیقایی، از جمله موسیقی ایرانی، عربی، ترکی و هندی، در شکلگیری بیان صوتی و ظرایف اجرایی نقش دارند.
اما باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شد:
فواصل سازنده ساختار مدال
و
فواصل ظریفترِ اجرایی و تزیینی
همه ریزپردهها الزاماً نقش یکسانی در ساخت گام و مد ندارند.
در اجرای موسیقی ایرانی، برخی اختلافهای بسیار ظریف صوتی ممکن است در تحریر، ویبراسیون، تزیین، تغییرات اجرایی درجات و ایجاد حالات خاص شنیداری ظاهر شوند.


آیا موسیقی ایرانی بر اساس ربعپرده ساخته شده است؟
این یکی از سوءبرداشتهای رایج درباره موسیقی ایرانی است.
وجود علامتهای سُری و کُرُن نباید به این نتیجه منجر شود که کل موسیقی ایرانی بر اساس تقسیم مساوی اکتاو به ۲۴ ربعپرده بنا شده است.
«ربعپرده» میتواند ابزار مناسبی برای توصیف برخی اختلافهای صوتی باشد، اما ساختار مدال موسیقی ایرانی تنها با کنار هم قرار دادن ربعپردههای مساوی توضیح داده نمیشود.
در بررسی موسیقی دستگاهی باید نقش هر فاصله در ساختار مد، نحوه حرکت ملودی و سنت اجرایی آن نیز مورد توجه قرار گیرد.
به همین دلیل، میان مفهوم فاصله سهچهارمپردهای و یکچهارمپرده بهعنوان یک اختلاف میکروتنال باید تفاوت قائل شد.
کرن و سری چیست؟
در نتنویسی موسیقی ایرانی، کرن و سری برای نمایش تغییراتی ظریفتر از بمل و دیز مورد استفاده قرار میگیرند.
با این حال، نباید همیشه چنین تصور کرد که:
کرن = دقیقاً ۵۰ سنت پایینتر
و
سری = دقیقاً ۵۰ سنت بالاتر
است.
چنین تعریفی تنها در یک نظام ۲۴ قسمتی مساوی کاملاً صادق خواهد بود. در سنت اجرایی موسیقی ایرانی، اندازه واقعی فواصل میتواند تحت تأثیر نظام کوک و رفتار اجرایی قرار گیرد.
به همین دلیل، علامت نتنویسی و اندازه دقیق صوتی یک فاصله را نباید همیشه کاملاً مترادف در نظر گرفت.
کوما چیست؟
کوما فاصلهای بسیار کوچک است که برای بیان اختلاف میان برخی نسبتهای صوتی به کار میرود.
برای نمونه، در نظام فیثاغورثی مقدار یک کوما حدود ۲۴ سنت است. متن حاضر از این اختلاف برای توضیح تفاوت برخی انواع نیمپرده و یکپرده استفاده میکند.
اگرچه ۲۴ سنت در مقایسه با یک پرده فاصله کوچکی است، همین اختلافهای ظریف میتوانند در نحوه شنیدهشدن بعضی درجات اهمیت پیدا کنند.
لینک مقاله بنیۀ فواصل موسیقی ایرانی برای مطالعه بیشتر:
آیا فواصل موسیقی ایرانی ثابت هستند؟
پاسخ کوتاه این است که همه فواصل را نمیتوان در تمام موقعیتهای اجرایی با یک مقدار عددی ثابت تعریف کرد.
در موسیقی دستگاهی، فاصله تنها یک کمیت فیزیکی نیست؛ بلکه بخشی از رفتار ملودیک یک مد نیز محسوب میشود.
در برخی موارد ممکن است درجهای نسبت به مقدار نظری اندکی بالاتر یا پایینتر اجرا شود. حتی در متن مورد بحث به کوچکتر اجرا شدن برخی فواصل نسبت به نمونه فیثاغورثی اشاره شده است.
بنابراین اندازهگیری فواصل با واحد سنت بسیار مفید است، اما عدد بهتنهایی شخصیت یک فاصله در موسیقی ایرانی را تعیین نمیکند.
نام فواصل در موسیقی قدیم ایران
شناخت اصطلاحات تاریخی کمک میکند ارتباط نظریه امروز موسیقی ایرانی با رسالات قدیم بهتر دیده شود.
| اصطلاح تاریخی | مفهوم کلی |
|---|---|
| بُعد | فاصله |
| ابعاد | جمع بُعد |
| طنینی | فاصله یکپردهای |
| بقیه | فاصله کوچک |
| مجنب | گروهی از فواصل میانی |
| ارخاء | فواصل کوچکتر از بقیه |
| طنینی مستزاد / بیشطنینی | فاصله بزرگتر از طنینی |
در رسالات مکتب منتظمیه نیز انواعی از مجنب، از جمله مجنب کوچک یا متمم و مجنب بزرگ یا تتمه مطرح شدهاند.
این موضوع را در مقالهای مستقل درباره تاریخ فواصل و نظریه موسیقی قدیم ایران با جزئیات بیشتری بررسی خواهیم کرد.
سیستم کوک و فواصل موسیقی ایرانی
یکی از دلایلی که نمیتوان برای تمام فواصل موسیقی ایرانی یک عدد ثابت ارائه کرد، مسئله سیستم کوک است.
نسبتهای صوتی مطرحشده در نظریههای مختلف، نظام فیثاغورثی، نظریات موسیقیدانان قدیم و کوک عملی موسیقی دستگاهی الزاماً یکسان نیستند.
به همین دلیل موضوع کوک باید به صورت مستقل بررسی شود.
لینک مطالعۀ مقاله:
سیستم کوک موسیقی ایرانی چیست؟ بررسی فواصل، سنت، ربعپرده و نسبتهای فرکانسی
نقش فواصل در شکلگیری گام و مد
اهمیت فواصل زمانی روشنتر میشود که از بررسی یک فاصله منفرد عبور کنیم و ببینیم چند فاصله چگونه در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
کنار هم قرار گرفتن فواصل مشخص، بستر صوتی لازم برای شکلگیری ملودی را ایجاد میکند. این بسترها در موسیقی ایرانی میتوانند در تشکیل مدهای دستگاهها و آوازها نقش داشته باشند.
بنابراین میتوان یک مسیر مفهومی را چنین در نظر گرفت:
صوت ← فاصله ← ساختار صوتی ← گام و مد ← دستگاه و آواز
از اینجا به یکی از مهمترین مسائل تئوری موسیقی ایرانی میرسیم:
آیا موسیقی ایرانی دارای گام است؟
جمعبندی
فواصل یکی از پایههای اصلی شناخت موسیقی ایرانی هستند، اما بررسی آنها تنها با اندازهگیری تعداد سنتها کامل نمیشود. برای شناخت یک فاصله باید همزمان اندازه صوتی، نقش آن در ساختار مدال، پیشینه نظری و رفتار اجرایی آن را در نظر گرفت.
فواصل یکپرده، نیمپرده، فواصل میان نیمپرده و پرده، فواصل بزرگتر از پرده و انواع ریزپردهها هرکدام میتوانند کارکرد متفاوتی داشته باشند. همچنین اصطلاحاتی مانند کرن، سری، ربعپرده و سهچهارمپرده را نباید بدون توجه به نظام کوک و رفتار اجرایی موسیقی ایرانی صرفاً به مقادیر ثابت ریاضی فروکاست.
شناخت فواصل نقطه آغاز مناسبی برای ورود به مباحث بعدی مانند سیستم کوک، گام، مد، مقام، دستگاه و ساختار دستگاهی موسیقی ایرانی است.
پرسشهای متداول درباره فواصل موسیقی ایرانی
آیا موسیقی ایرانی ربعپرده دارد؟
بله، ربعپرده در توصیف و نتنویسی فواصل موسیقی ایرانی کاربرد دارد؛ اما این به معنای تقسیم عملی تمام موسیقی ایرانی به ۲۴ فاصله مساوی نیست.
کرن چند سنت است؟
اگر نظام ۲۴ قسمتی مساوی را مبنا قرار دهیم، کرن معادل ۵۰ سنت کاهش است؛ اما در اجرای موسیقی ایرانی، علامت کرن الزاماً به معنای یک مقدار ثابت ۵۰ سنتی در تمام دستگاهها و موقعیتها نیست.
سری چند سنت است؟
در تقسیم مساوی ۲۴ قسمتی، سری ۵۰ سنت بالاتر از نت اصلی در نظر گرفته میشود؛ اما مانند کرن، مقدار اجرایی را باید با توجه به نظام کوک و بافت مدال بررسی کرد.
سهچهارمپرده چند سنت است؟
در تقسیم مساوی، سهچهارمپرده برابر با ۱۵۰ سنت است؛ اما فاصلهای که در موسیقی ایرانی با این عنوان توصیف میشود الزاماً همیشه دقیقاً ۱۵۰ سنت نیست.
تفاوت نیمپرده و سهچهارمپرده چیست؟
سهچهارمپرده از نیمپرده بزرگتر و از یکپرده کوچکتر است و در شکلگیری برخی روابط صوتی موسیقی دستگاهی نقش مهمی دارد.
آیا فواصل موسیقی ایرانی ثابت هستند؟
برخی روابط نظری را میتوان با نسبت یا مقدار سنت مشخص کرد، اما در اجرای عملی، اندازه برخی فواصل میتواند بر اساس دستگاه، مد، سنت اجرایی و رفتار ملودیک تغییرات ظریفی داشته باشد.
مجنب چیست؟
مجنب یکی از اصطلاحات مهم نظریه قدیم موسیقی است که برای برخی فواصل میان فواصل اصلی به کار رفته و انواع مختلفی از آن در رسالات موسیقی مطرح شده است.

