دستگاه در موسیقی ایرانی چیست؟ ساختار مدال دستگاه و آواز
نویسنده: سلمان سالک
مقدمه
دستگاه یکی از بنیادیترین مفاهیم در موسیقی کلاسیک ایرانی است. با این حال، دستگاه را نمیتوان تنها یک گام، یک مجموعه نت یا حتی مجموعهای از گوشهها دانست. دستگاه در اصل یک نظام چندمُدی است که از چند فضای مدال مرتبط تشکیل میشود و نوازنده یا خواننده در جریان اجرای موسیقی میان این فضاها حرکت میکند.
به بیان سادهتر، دستگاه مجموعهای سازمانیافته از چند مُد یا آواز است که میان آنها ارتباط ملودیک و مدال وجود دارد. هر یک از این آوازها شخصیت مدال مخصوص خود را دارد و در عین حال بخشی از ساختار بزرگتر دستگاه محسوب میشود. این تعریف با صورتبندی اصلی پژوهش نیز منطبق است که دستگاه را «مجموعهای از چند مُد یا آواز» با ارتباط ملودیک منطقی معرفی میکند.
در ردیف رایج امروز معمولاً از هفت دستگاه و پنج آواز سخن گفته میشود؛ اما بررسی رسالات دوره قاجار و نخستین آثار ضبطشده موسیقی ایرانی نشان میدهد که مفهوم «آواز» در گذشته کاربرد گستردهتری داشته و ساختار دستگاه نیز لزوماً با تقسیمبندی متداول امروز یکسان نبوده است.
در این مقاله تلاش میکنیم دستگاه، آواز و گوشه را از یکدیگر تفکیک کنیم و ببینیم ساختار مدال یک دستگاه چگونه شکل میگیرد.
دستگاه در موسیقی ایرانی چیست؟
دستگاه را میتوان چنین تعریف کرد:
دستگاه مجموعهای چندمُدی است که از تعدادی آواز یا فضای مدال مرتبط تشکیل میشود و این آوازها از طریق روابط ملودیک مشخص در یک نظام واحد با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند.
بنابراین هویت یک دستگاه فقط به فواصل آن وابسته نیست. دو عامل مهم در تمایز دستگاهها نقش دارند:
۱. ساختار بستر صوتی و فواصل
۲. گردش ملودی و نحوه ترکیب مُدهای مختلف درون دستگاه
برای مثال، در برخی دستگاهها تفاوت بستر نغمگی نقش تعیینکنندهتری دارد، در حالی که در برخی دیگر نحوه گردش ملودی و ترکیب مُدهای مختلف اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از این رو، شناخت دستگاه صرفاً با نوشتن یک گام صعودی و نزولی یا مشخص کردن چند علامت عرضی کامل نمیشود. برای شناخت یک دستگاه باید بدانیم چه مُدهایی در آن وجود دارند، هر مُد چه شخصیت ملودیکی دارد، کدام درجات در آن مهماند و حرکت از یک فضای مدال به فضای دیگر چگونه صورت میگیرد.
چرا دستگاه یک ساختار چندمُدی است؟
یکی از مهمترین ویژگیهای موسیقی دستگاهی این است که یک اجرای دستگاه معمولاً در یک فضای مدال ثابت باقی نمیماند.
نوازنده یا خواننده ممکن است اجرا را از فضای مدال درآمد آغاز کند و سپس وارد آوازهای دیگری شود که هر کدام دارای شاهد، ایست، گستره صوتی و گردش ملودی مخصوص خود هستند.
بنابراین دستگاه را میتوان یک مجموعه چندمُدی سازمانیافته دانست.
برای مثال، در دستگاه سهگاه فضاهایی مانند درآمد، زابل، مویه و مخالف هر یک شخصیت مدال مشخصی دارند. آنچه همه این فضاها را به یکدیگر مرتبط میکند، منطق حرکت آنها در ساختار دستگاه است.
به همین دلیل، دستگاه بیش از آنکه یک «مقیاس صوتی ثابت» باشد، مسیر حرکت میان چند فضای مدال مرتبط است.
آواز در موسیقی ایرانی چیست؟
امروزه هنگامی که از «آوازهای موسیقی ایرانی» صحبت میکنیم، معمولاً منظور آوازهایی مانند:
ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی و بیات اصفهان است.
اما کاربرد تاریخی اصطلاح آواز گستردهتر از این تقسیمبندی امروزی بوده است.
بر اساس دیدگاهی که در این پژوهش ارائه میشود، هر دستگاه شامل تعدادی آواز است و بسیاری از آنچه امروز به عنوان «گوشههای مهم» میشناسیم، میتوانند در سطح ساختاری آواز تلقی شوند.
برای مثال:
مخالف، شهناز، زابل، دلکش، عراق، حجاز، رضوی و…

در این نگاه، آواز یک واحد مدال اصلی درون دستگاه است، نه صرفاً یکی از پنج شاخهای که در تقسیمبندی رایج امروز با عنوان آواز شناخته میشوند.
این تفاوت در تعریف آواز، یکی از کلیدهای مهم برای فهم ساختار تاریخی دستگاه است.
تفاوت دستگاه، آواز و گوشه چیست؟
یکی از مشکلات رایج در آموزش موسیقی ایرانی، استفاده از واژه «گوشه» برای پدیدههایی با ماهیتهای متفاوت است.
برای روشن شدن موضوع میتوان ساختار موسیقی دستگاهی را در سه سطح اصلی بررسی کرد:
| سطح | تعریف |
|---|---|
| دستگاه | مجموعهای سازمانیافته از چند آواز یا مُد مرتبط |
| آواز | یک واحد یا فضای مدال اصلی درون دستگاه |
| گوشه | ساختار اجرایی درون آواز که میتواند بر اساس عناصر ملودیک، ریتمیک، شعری یا تکنیکی شکل بگیرد |
در پژوهش حاضر، اجزای گوشه بر اساس رساله میرزا شفیع شامل مواردی چون شعر، نغمه، پنجه، تحریر، چهارمضراب، اوج و فرود در نظر گرفته شده است.
بنابراین میتوان این رابطه را به صورت ساده چنین نمایش داد:
دستگاه ← آوازها ← گوشهها ← اجزای گوشه
این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا برای مثال «مخالف» از نظر وسعت و شخصیت مدال با گوشهای مانند «کرشمه» یکسان نیست. در این دیدگاه، مخالف یک آواز و فضای مدال است، در حالی که کرشمه میتواند به عنوان یک ساختار موزون درون آن آواز اجرا شود.
ساختار مدال یک آواز چگونه شکل میگیرد؟
برای تشخیص یک آواز یا مُد در موسیقی ایرانی، صرف دانستن نتهای آن کافی نیست.
در ساختار مدال یک آواز دستکم سه عامل اهمیت اساسی دارند:
۱. بستر صوتی و فواصل
هر آواز در محدودهای صوتی حرکت میکند و روابط فاصلهای میان نغمات آن بخشی از هویت مدال آواز را شکل میدهد.
۲. نغمات مهم
همه درجات یک آواز اهمیت یکسانی ندارند. برخی نتها نقشهای مشخصی مانند شاهد و ایست پیدا میکنند.
۳. گردش ملودی
دو فضای موسیقایی ممکن است از مجموعهای مشابه از نتها استفاده کنند، اما به دلیل تفاوت در نحوه حرکت ملودی و تأکید بر درجات، شخصیت مدال متفاوتی داشته باشند.
بنابراین در موسیقی ایرانی، مُد را نمیتوان فقط با یک گام تعریف کرد؛ بستر صوتی، نقش درجات و گردش ملودی در کنار یکدیگر شخصیت مُد را شکل میدهند. این سه مؤلفه در متن پژوهش نیز بهعنوان عناصر اصلی ساختار مدال آواز مشخص شدهاند.
نقش درجات در ساختار دستگاه و آواز
یکی از مهمترین عوامل در تشخیص مُدهای موسیقی ایرانی، نقشی است که هر نغمه در حرکت ملودی ایفا میکند.
در این پژوهش چند نقش مهم برای نغمات در نظر گرفته شده است.
نغمه شاهد
شاهد نغمهای است که در یک آواز مورد تکرار، تأکید یا کشش قرار میگیرد و در تشخیص شخصیت آن آواز نقش مهمی دارد.
شاهد را نباید الزاماً معادل «تونیک» در موسیقی غربی دانست. ممکن است شاهد و ایست بر یک درجه منطبق باشند، اما این امر همیشگی نیست. برای مثال، در ابوعطا شاهد میتواند با درجه ایست آن متفاوت باشد.
نغمه ایست
ایست نغمهای است که پایان یک عبارت یا فضای مدال را مشخص میکند.
نغمه متغیر
نت متغیر نغمهای است که در جریان ملودی تغییر میکند. این تغییر ممکن است در خدمت مدولاسیون باشد یا بخشی از رفتار ذاتی همان مُد محسوب شود.
در پژوهش حاضر میان این دو حالت تفکیک شده است؛ برای مثال تغییر در دلکش نسبت به ماهور میتواند کارکرد مدولاسیونی داشته باشد، در حالی که تغییر نغمه در دشتی میتواند بخشی از رفتار ملودیک خود مُد باشد.
نغمه آغاز
نتی که اجرای آواز با آن آغاز میشود. البته آغاز لزوماً در همه اجراها ثابت نیست و در مقایسه با شاهد و ایست ممکن است نقش ساختاری کمتری داشته باشد.
نغمه مؤکد
نغمهای که مانند شاهد مورد تأکید قرار میگیرد، اما توقف و کشش طولانی روی آن ممکن است فضای مدال دیگری را تداعی کند.
در کنار این موارد میتوان نقشهایی مانند ایست موقت، ایست تعلیقی، پیشخاتمه و نغمه اشاره را نیز در تحلیل دقیقتر ساختار مدال بررسی کرد.
این موضوع به اندازهای گسترده است که بهتر است در مقاله مستقلی با عنوان «شاهد و ایست در موسیقی ایرانی چیست؟ نقش درجات در ساختار مدال» بررسی شود.
تفاوت دستگاه و گام چیست؟
یکی از پرسشهای مهم این است که آیا میتوان هر دستگاه موسیقی ایرانی را معادل یک گام دانست؟
پاسخ کوتاه این است:
خیر. گام و دستگاه دو مفهوم متفاوتاند.
گام در درجه نخست سازمانی از درجات صوتی است، در حالی که دستگاه یک ساختار چندمُدی و پویا است.
در یک دستگاه ممکن است چند بستر صوتی و چند شخصیت مدال وجود داشته باشد و در جریان اجرا، برخی درجات تغییر کنند یا نقشهای متفاوتی پیدا کنند.
بنابراین حتی اگر برای نمایش بخشی از مواد صوتی یک دستگاه از گام استفاده کنیم، گام بهتنهایی دستگاه را تعریف نمیکند.
برای شناخت دستگاه باید علاوه بر فواصل، مواردی مانند:
شاهد و ایست، نتهای متغیر، گستره حرکت ملودی، الگوهای ملودیک، روابط میان مُدها و شیوه انتقال از یک آواز به آواز دیگر را نیز بررسی کرد.
هفت دستگاه و پنج آواز موسیقی ایرانی
در تقسیمبندی رایج ردیف موسیقی ایرانی، معمولاً از هفت دستگاه نام برده میشود:
شور، ماهور، همایون، سهگاه، چهارگاه، نوا و راستپنجگاه
و در کنار آنها پنج آواز نیز معمولاً معرفی میشوند:
ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی و بیات اصفهان
اما این تقسیمبندی را نباید الزاماً تنها شکل تاریخی سازماندهی موسیقی دستگاهی دانست.
بررسی اسناد و آثار صوتی دوره قاجار نشان میدهد که واژه «آواز» در گذشته برای تعداد بسیار بیشتری از ساختارهای مدال استفاده میشده است.
آیا مفهوم آواز در گذشته با امروز متفاوت بوده است؟
یکی از شواهد مهم برای بررسی مفهوم تاریخی آواز، صفحات ضبطشده دوره قاجار است.
در عنوان صفحات قدیمی با نامهایی مانند:
آواز قطار، آواز نوروز عرب، آواز حجاز، آواز بیداد، آواز عراق، آواز بیات ترک، آواز دلکش و آواز گیلانی
مواجه میشویم.
نکته مهم این است که واژه «آواز» در اینجا الزاماً به معنی آوازخوانی نیست.
در برخی صفحات تکنوازی نیز همین اصطلاح دیده میشود؛ از جمله «آواز عراق»، «آواز گیلانی» و «آواز ماهور». در نتیجه، «آواز» در این کاربرد تاریخی میتواند نام یک ساختار یا فضای مدال باشد.
این شواهد به ما نشان میدهد که کاربرد تاریخی اصطلاح آواز بسیار گستردهتر از پنج آواز شناختهشده امروز بوده است.
رساله میرزا شفیع و ساختار دستگاه و آواز
یکی از منابعی که میتواند در بازخوانی این ساختار تاریخی کمک کند، نسخهای منسوب به میرزا شفیع از اواخر دوره قاجار است.
در این رساله، دستگاهها به مجموعهای از آوازها تقسیم شدهاند.
برای نمونه در دستگاه شور عناوینی مانند:
آواز شور، اورپنجه، گرد، ترک، دشتی، حاجیانی، قطار، افشار، حجاز و دستارالعرب، شهناز و رضوی
دیده میشود.

این تقسیمبندی نکته مهمی را نشان میدهد: در این روایت، دشتی، ترک، افشار، شهناز و رضوی همگی در سطحی از تقسیمبندی قرار گرفتهاند که با عنوان آواز معرفی شدهاند.
بنابراین میتوان این فرض را مطرح کرد که تفکیک امروزی میان «آوازهای وابسته» و بسیاری از آنچه امروز «گوشه» نامیده میشود، الزاماً با همه تقسیمبندیهای رایج در دوره قاجار یکسان نبوده است.
این موضوع نیازمند بررسی تطبیقی رسالات، ردیفها و اسناد صوتی است و در مقاله مستقلی درباره رساله میرزا شفیع و ساختار دستگاه در دوره قاجار میتوان آن را با جزئیات بیشتری بررسی کرد.
دستگاه در گذشته چگونه اجرا میشد؟
بررسی نخستین ضبطهای موسیقی دستگاهی سرنخ دیگری درباره مفهوم دستگاه در اختیار ما قرار میدهد.
در شواهد بررسیشده در این پژوهش، وقتی تنها یک آواز مانند شکسته یا درآمد اجرا میشود، عنوان آن آواز ذکر میشود؛ اما در ضبطهایی که مجموعهای از آوازهای مهم یک دستگاه به صورت پیوسته اجرا شدهاند، عنوان «دستگاه» دیده میشود.
برای مثال، اجرای متوالی بخشهایی از ماهور مانند درآمد، داد، دلکش، عراق و دیگر آوازهای مربوط به آن میتواند مجموعهای را شکل دهد که دستگاه ماهور نامیده میشود.
از این منظر، دستگاه فقط نام یک فضای صوتی نیست؛ بلکه میتواند بیانگر سیر و حرکت سازمانیافته میان چند فضای مدال باشد.
چرا تمایز میان دستگاه، آواز و گوشه اهمیت دارد؟
اگر دستگاه، آواز و گوشه را همسطح در نظر بگیریم، بخش مهمی از منطق درونی موسیقی دستگاهی پنهان میماند.
در ساختار پیشنهادی این پژوهش:
دستگاه سطح کلان سازماندهی مدال است.
آواز شخصیت یا واحد مدال درون دستگاه است.
و گوشه شکل اجرایی و جزئیتر درون آواز را تشکیل میدهد.
بنابراین اجرای دستگاه بدون حضور آوازها و اجرای آواز بدون ساختارهای اجرایی آن قابل تصور نیست. این رابطه در پژوهش به صورت وابستگی سلسلهمراتبی دستگاه، آواز و گوشه بیان شده است.
این تفکیک میتواند در تحلیل ردیف، بداههنوازی، بداههخوانی و آهنگسازی بر اساس موسیقی ایرانی نیز کاربرد داشته باشد.
دستگاه یک گام نیست؛ یک نظام مدال است
در نهایت، برای شناخت دستگاه باید از این تصور فاصله گرفت که هر دستگاه صرفاً مجموعهای ثابت از نتها یا یک گام است.
دستگاه یک نظام مدال چندلایه است.
در این نظام، چند آواز یا مُد با شخصیتهای متفاوت در کنار یکدیگر قرار میگیرند. هر آواز دارای بستر صوتی، درجات مهم و گردش ملودی خاص خود است و ارتباط منطقی میان این آوازها ساختار کلی دستگاه را شکل میدهد.
از این منظر میتوان ساختار کلی را چنین خلاصه کرد:
دستگاه
↓
آوازها / مُدهای اصلی
↓
گوشهها
↓
اجزای اجرایی گوشه
این نگاه همچنین میتواند توضیح دهد که چرا موسیقی دستگاهی ظرفیت گستردهای برای بداههنوازی، بداههخوانی، مدگردی و گسترش ساختارهای ملودیک دارد.
پرسشهای متداول درباره دستگاه در موسیقی ایرانی
دستگاه در موسیقی ایرانی چیست؟
دستگاه مجموعهای سازمانیافته از چند مُد یا آواز مرتبط است. این مُدها از طریق روابط صوتی و گردشهای ملودیک مشخص با یکدیگر ارتباط دارند و در مجموع ساختار یک دستگاه را تشکیل میدهند.
موسیقی ایرانی چند دستگاه دارد؟
در تقسیمبندی رایج ردیف امروز، هفت دستگاه شامل شور، ماهور، همایون، سهگاه، چهارگاه، نوا و راستپنجگاه شناخته میشود.
پنج آواز موسیقی ایرانی کداماند؟
در تقسیمبندی متداول امروز، ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی وابسته به شور و بیات اصفهان وابسته به همایون در نظر گرفته میشوند. با این حال، اصطلاح «آواز» در منابع و اسناد تاریخی کاربردی گستردهتر داشته است.
تفاوت دستگاه و آواز چیست؟
در ساختار پیشنهادی این مقاله، دستگاه مجموعهای از چند آواز یا مُد مرتبط است، در حالی که آواز یک واحد مدال درون دستگاه محسوب میشود.
تفاوت آواز و گوشه چیست؟
آواز دارای شخصیت مدال مشخص است؛ اما گوشه در این نظریه ساختاری اجرایی درون آواز است که میتواند بر پایه عناصر ملودیک، ریتمیک، شعری یا تکنیکی شکل بگیرد.
آیا دستگاه همان گام است؟
خیر. گام سازمان درجات صوتی را نشان میدهد، اما دستگاه شامل چند فضای مدال، نقش متفاوت درجات، گردشهای ملودیک و روابط میان آوازهای مختلف است.
شاهد در موسیقی ایرانی چیست؟
شاهد نغمهای است که در یک آواز مورد تکرار، تأکید یا کشش قرار میگیرد و نقش مهمی در تشخیص شخصیت مدال آن دارد.
گوشه در موسیقی ایرانی چیست؟
در دیدگاه ارائهشده در این پژوهش، گوشه ساختاری اجرایی درون آواز است و میتواند از عناصری مانند شعر، نغمه، پنجه، تحریر، چهارمضراب، اوج و فرود تشکیل شود.
